سلام به روی ماهتون به چشمون قشنگتونمیدونم همه از رویدادهای کشور بشدت خشمگینید ولی بذارید برا خودم سیاهچال درست نکنم و ب امورات روزمره م بپردازمآخر شب حبه اصرار کرد براش آب پرتقال بگیرم حوصله نداشتم م
برچسب:
نویسنده: آراد محبی
ظهری رفتیم فروششگاه,حبه لججججج......میگه: آدامسِ طعم توالت فرنگی بخررررررررررررررر میون این همه هوش و ذکاوت های بینظیر و مثال زدنیم؛؛ نمیدونم چرا جغرافیام انقد ضعیفه...یعنی میگم ضعیف یه چی میشنویننننن
برچسب:
نویسنده: آراد محبی
چقد اعتقاد دارین آدم به خواسته های قلبیش میرسه؟؟؟خواسته های قلب.یعنی قلبت گواهی بدهاینایی ک میخام بگم قانون نیست ولی برا من یه وختایی اینطور شدهحالا امشب میخام یه اعترافی کنم...علی فامیل شوهرخاله مه .
برچسب:
نویسنده: آراد محبی
یه باری در عهد جبارسینک برا نهار خونه ی عموی مامانم دعوت شده بودیم .یه جمع 14-15 نفره.غروبش و فرداش همه از دم مریض شدیم یادمه منم دو روز تب و لرز داشتم سگ لرز میزدم تو تابستون.عمو و زن عموی مامانم ی
برچسب:
نویسنده: آراد محبی
شوهر آسم داره محل کارشم پر از ارباب رجوعِ ................. امروز مهربون شده بود.موقع نهار صورت حبه رو که بوسید سر راش صورت ماه منم یه ماچ کرد!!!!جلل خالق!!!بهش گفتم: مث اونایی که میخان غزل خدافظی رو
برچسب:
نویسنده: آراد محبی